تبليغاتX
ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﺗﻔﮑﺮ...
ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﺗﻔﮑﺮ...
ﺍﻟﺼﺪﻕ ﺍﻟﺼﺪﻕ ﻫﻮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﻟﺎﻧﺴﺎﻥ ﻭﻟﺎﺟﻠﻪ ﺗﺤﺘﺮﻡ...
قالب وبلاگ

حادثه دلرنج از دست دادن چند کودک در یکی از برنامه های خود محور مجری برنامه کودک و نوجوان سیما، تاسف زیادی را به دنبال داشت...

وکیل مدافع خانم مليكا زارعي (خاله شادونه ) در دفاعیه از ساحت مجری و سایر عوامل برنامه با ارسال نمابری به خبرگزاری ایسنا نکاتی چند را بیان داشته اند... هر چند ورود این جانب در این موضوع با ادعای ایراد عدم اهلیت سمت روبرو ست اما به لحاظ موقعیت شغلی و از انجا که همکار بزرگوار که وکالت مشار الیه را به عهده گرفته اند عرصه دفاع را به محیط رسانه ای کشانده اند جوابیه آن در رسانه بدون داشتن سمت از سوی جگر گوشه از دست دادگان، و در جهت روشن شدن اذهان عمومی؛ ایراد فوق را مرتفع خواهد ساخت...که حقیقتا ایراد نداشتن سمت قانونی در پرونده مزبور محلی از ایراد در فضای رسانه ای ندارد و جای طرح آن فقط در فضای رسیدگی در محکمه است که پذیرفتنی است...

همکار گرامی هر جمله حضرت عالی در دفاعیه منعکس شده در ایسنا تحشیه ای دارد چندین صفحه ای که در این مقال و وب نوشت نمی گنجد، لکن انچه  مناسب این مجمل است را خدمت شریف به عرض می رسانم:

1-فرموده اید هر کس اعم از رسانه های داخلی و خارجی از ظن خود اخبار واقعه را  منعکس کرده اند؛ اگر منظورتان مرگ سه کودک و مجروح شدن چندین نفر که خودتان بیان داشته اید است، موافق اخبار واصله اشتباهی صورت نگرفته و ما هم همین را شنیده و رسانه ها نیز همین موضوع را منعکس کرده اند؛ و اگر منظورتان معرفی پیش از رسیدگی مسببین است باز هم اشتباه چندان قابل اعتنایی صورت نگرفته چرا که حادثه مزبور به مثابه جرایم پیچیده امنیتی و اقتصادی که تحقیق و کشف عاملان آن مستلزم کار اطلاعاتی و قضایی پیچیده باشد نیست...

2- بیان داشته اید خانم زارعی(خاله شادونه) نیز بعد از 40 دقیقه از حادثه در مسیر برگشت از حادثه مطلع شده و دچار تالمات روحی شده اند...بهتر است بدانید خانواده های مجنی علیه دچار ویرانی روحی شده اند...اگر می خواهید این گونه القا کنید که ایشان 40 دقیقه بعد از حادثه خبر دار شده پس بنابر این در وقوع حادثه نقشی نداشته اند سخت به خطا رفته اید چرا که این نیز خود قرینه ای هست بر این که ایشان چگونه از بین ان همه جمعیت زودتر محل را ترک کرده اند؟؟؟ این خروج فقط در صورتی امکان دارد که یکی از درب های خروج را فقط به ایشان و هیئت همراه اختصاص دهند....و درب دیگری را به جمعیت چندین هزار نفری...

3- گر چه خود و موکل را از ورود به عرصه رسانه ای منع کرده و فضای رسانه ای را غیر حرفه ای می دانید اما خود در یک شانتاژ کاملا رسانه ای فرموده اید یکی از موکلان به دلیل بازداشت امکان دفاع از خود را ندارد در حالی که هم من و هم شما خوب می دانیم که بازداشت صرفا قرار تامینی است که قاضی مربوطه با توجه به اوضاع و احوال جرم در جهت حفظ حقوق زیاندیدگانبرای متهم مناسب دیده است  و هیچ ربطی به سلب توان دفاع ندارد...

4-از شهرت موکل خود و از اجرای برنامه برای انواع مناسبت‌هاي ملي و مذهبي و توسط ارگان‌هاي مختلف انقلابي، دولتي و غير دولتي از شهرداري تهران گرفته تا نيروي مقاومت بسيج، وزارت كشور، نيروي هوايي، كميته امداد، نيروي انتظامي، نيروي دريايي، موسسه خيريه محك و ... در تهران و شهرستانها سخن به میان آورده اید؛ همکار گرامی ای کاش بر عهد خود می ماندید و به فضای رسانه ای وارد نمی شدید... سخت در اشتباهید اگر می خواهید اینگونه برای موکل خود مظلوم نمایی یا احیانا سوابق درخشان درست کنید ...

5-و مضحک تر از همه جای دفاعیه تان، بندهای طویل و مملی هست که در اخذ مجوز برای برنامه ردیف ساخته اید...همکار گرامی عنوان جرم و میزان تقصیر هر یک از عوامل برنامه را قاضی محترم مطابق موازین قانونی کشف و انتساب یا عدم انتساب آن به موکل شما روشن خواهد شد  و جای بحث آن در اینجا نیست ...لکن سوال این است که کجای قانون مجازات اسلامی مجوز را دلیل برائت از یک جرم می داند؟؟؟  وکیل محترم مجوز صرفا برای اجرای برنامه مطابق مقررات و با رعایت موازین فنی و ایمنی است نه دلیلی برای برائت از هر حادثه زیان بار جانی و مالی که در اثر اجرای برنامه اتفاق می افتد لذا مجوز قانونی از نهادهای مختلف صرفا عنوان اتهامی دیگری یعنی اجرای بدون مجوز یک برنامه را مرتفع می سازد .

شاید به ظاهر بر عهده مجری برنامه مسئولیتی نباشد اما اگر در نحوه اجرای برنامه دقتی کنیم خواهیم دید که باز هم پول نقش اصلی را در وقوع این حادثه به مثابه بسیاری از حوادث در جامعه ما بازی کرد...

گر چه نفس دریافت هزینه برای اجرای برنامه محل قابل اعتنایی از ایراد ندارد اما خود بیانگر نکته ای است ظریف که به نوعی بیانگر کسب درآمد هرچه بیشتر به هر قیمت است... مضاف بر این که  از مسئولین شهرستان محل حادثه ظرفیت سالن را سه هزار نفر لکن فروش بلیط را چهار هزار نفر و به قولی هفت هزار نفر بر شمرده اند... و همین نکته کافی است تا تعمد در عدم رعایت مقررات و نظامات مربوطه از سوی مجریان امر احراز شود...به نحوی که اگر ان مقررات رعایت شده بود اتفاق ناگوار فوق به وقوع نمی پیوست....در جنایت در حکم شبه عمد نیز مبنا همین است البته احراز رابطه علیت بین این حادثه شبه عمد و مباشرین و مسببین آن بر عهده قاضی محترم است که امری کاملا عرفی می باشد...

از دیگر سو به یقین عدم مسئولیت عوامل برنامه منوط به تقصیر مطلق مجنی علیه و یا بروز حادثه بر مبنای علل محیطی و طبیعی (فورس ماژور) است که هیچکدام در این مورد قابل اثبات از سوی متهمین نیست...

موازی آن آنچه که موجب فزون نگرانی است و نقش آن در این حادثه هم خالی نیست  سرعت مشهور شدن در جامعه ایرانی است که همانند برچسب های اتهامی و بدگمانی ها و تخریب ها سرعتی به مانند سرعت نور دارد...

.

.

.

والله العالم...

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 18:21 ] [ ﻣﻬﺪﯼ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ... ] [ ]
تحذیرات یه بنده خدایی کار را به جایی کشاند که در جواب سوالش که پرسید:

دیگه چه خبر  آقا مهدی .....؟؟؟

در یک جمله گفتم:


حاج آقا ؛ سخت مشغول گناهم.........

.

.

.

والله العالم...

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:42 ] [ ﻣﻬﺪﯼ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ... ] [ ]

فلسفه حقوق را بسیار دوست دارم اما کار در مزرعه دادگستری را ترجیح دادم....

.

.

.

والله عالم....

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:47 ] [ ﻣﻬﺪﯼ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ... ] [ ]

دیروز بعد از فراقت از مشغولیاتی چند، فرصتی تدارک شد تا به سی نما سرکی بکشم...

از آنجا که محض اطلاع من هم یک انسان هستم، از قاعده» الانسانُ حريصً الي ما منع» بیرون نبودم...و همین کافی بود تا من هم بسان پدر اول بشر، حضرت آدم التراب ، ابئ البشر، صفی الله... در خوردن میوه ممنوعه، به سمت همان فیلم هایی که با ارشادات موکَّد و تحذیر فراوان از دیدن آن منع می کنند رفته،و برای تماشا آنها را انتخاب کنم....

بین فیلم «زندگی خصوصی» به کارگردانی آقای فرح بخش و «گشت ارشاد» ساخته آقای سهیلی دودله بودم؛ که از قضا وسواسیت بیشتر بر روی «گشت ارشاد»  و حرف و حدیث هایی در توقف اکران آن، بیشتر بر ولع تماشای آن افزود.

در نقدی غیر فنی و بررسی نظری،محتوایی«گشت ارشاد» را بواقع از کمدی های خوش ساخت متوسط با بالا به لحاظ شکلی و قابل تامل به لحاظ محتوایی یافتم؛ چرا که ارزش حقیقی یک کمدی را میزان غنای محتوایی آن متعین می سازد.

به حتم کمتر اثر سینمایی را می توان پیدا کرد که از منقصت عاری باشد خاصه فیلمی که محتوایش موضوعی متنازع فیه است.«گشت ارشاد» را نیز باید در رده فیلم هایی برشمرد که در قالبی کمدی، به محتوایی ارزشی می پردازد...و روشن است آمیختن کمدی و محتوای ارزشی در جامعه دارای وسواس فکری، چقدر می تواند برای کارگردان صعب الحصول باشد ؛ لذا نقد فیلم بدون در نظر گرفتن این پارامتر ها نقدی عاری از خطا نخواهد بود.

 از محاسن و آموزه های این فیلم نشان دادن مشکلی اجتماعی یعنی کم توانی مالی ، اعتیاد و تاثیر آن در بزهکاری اجتماعی است،که می توان گفت خوب به تصویر کشیده شده است...همچنین بازیگری بی نظیر آقای فرخ نژاد که در سرتاسر فیلم خنده و غصه را قابل لمس می کند.

فارق از تمام خطابات و ایراداتی که به این فیلم گرفته اند تنقیداتی چند را حقیر بر این فیلم وارد می دانم :

 نخست این که کمدی حکایت و تالیف اطوار است نه وصف و تقلید آنها؛ به دیگر بیان آنچه از «گشت ارشاد» موجب اندکی نگرانی می شود، این است که در فیلم مزبور در مواقعی اندک این مفرح ساختن و لعاب کمدی آن، جنبه وصفی ،تقلیدی صرف با رنگ و بوی اتصاف به حقیقت پیدا می کند. به دیگر بیان یک کمدی برای این که خنده آور شود باید خود مولف آن اطوار باشد نه مقلد؛ این تقلید در مقاطعی از فیلم قابل مشاهده است.

دوم این که کارگردان در یک فیلم کمدی باید در ساخت فیلم خویش سطح آگاهی مخاطب را در نظر بگیرد؛ بدین معنی که مقدار و لعاب این اطوار و حرکات خنده آور را موازی این آگاهی درآورد؛ یعنی هر چه آگاهی مخاطب بیشتر لعاب گزندکی کم آسیب تر خواهدشد؛ امری که به نظر می رسدجناب آقای سهیلی، البته کمی به فراموشی سپرده است. 

و عمده اندک نگرانی تا حدود زیادی ناشی از همین نکته یعنی سطح آگهی مخاطب است نه از «گشت ارشاد»، چرا که این تقلید و توصیف اطوار گزنده می تواند با در نظر گرفتن سطح آگاهی مخاطب موجب گزند و لطمه فکری اعتقادی شود؛ و این همان سم مهلک فیلم کمدی است؛خاصه که در نظرگاه برخی موضوع این حرکات کمدی در فیلم باور های ارزشی است.

در مجموع باید «گشت ارشاد» را ابتدا دید سپس منصانه نقد کرد؛ به نظر می رسد که با میانگین همه محاسن و نقایص ،«گشت ارشاد» مستحق توقف ادامه اکران نباشد؛ چه به لحاظ مقیاس گزندگی در مقایسه با بسیاری از فیلم های مبتذل و با مضمامین مضمحل و پوچ و چه به لحاظ حقوقی (طی مراحل قانونی مجوز ساخت و اکران) ،که تخطی از قانون نیز خود عادتی است غیر اخلاقی و فرا قانونی، که بسا مخرب تر از مفاهیم خود فیلم باشد .

والله عالم

[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 15:54 ] [ ﻣﻬﺪﯼ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ... ] [ ]
دعوای وحدت تو قانون الهی است؛ مشمول مرور زمان نخواهد شد...

.

.

.



پانوشت :

 پیوند عشق و تعبد :

مبنای اصلی این نوشتار مقاله ای عربی بود که چندی قبل خواندم و سخنی غیر صحیح را به مذهب تشیع نسبت داده بود بدین مضمون که مذهب شعیه و برخی دیگر محیط شریعت و قانون الهی را از محیط عرفان و طریقت تفکیک کرده اند و حتی رسیدن به منزلی از مقامات عرفانی را مجوز عدول از شریعت دانسته اند چرا که در این مرحله دیگر نیاز به شریعت نیست...بدین معنا که "إذا كشفت الحقيقة بطلت الشريعة"...

لکن با تاملی در آراء عرفای اصیل اسلامی می توان دور نمایی متصور شد که از یک سو اصراری بر مطلوبیت ذاتی شریعت ندارد و از دیگر سو طریقت را نهفته در تعبد می داند منتها نه تعبدی که خود هدف و مقصود باشد...و همین معناست که علامه جعفری سرچشمه عرفان اسلامی را پیغمبر و اهل بیت می داند و روشن است که ملموس ترین تصویراخلاق نبوی و  اهل بیت کلام ایشان است که در قالب سنت صحیحه به دست ما رسیده است.

اشتباه نیست اگر شیخ بهایی را پیشرو آشتی تعبد و عرفان بدانیم؛ که شریعت را استادی و طریقیت را به نهایت رسانیده بود....ابیات زیر به روشنی نمونه این نوع نگاه ایشان است:

تا کي به تمناي وصال تو يگانه                   اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه

                              جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه

در ميکده رهبانم و در صومعه عابد               گه معتکف ديرم و گه ساکن مسجد

                                يعني که تو را مي‌طلبم خانه به خانه


در ميکده و دير که جانانه تويي تو               مقصود من از کعبه و بتخانه تويي تو


                               مقصود تويي، کعبه و بتخانه بهانه

 آخرین منزل و مقام عاشق را  استاد شریعت و پیر طریقت خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین در نهایت وحدت در ذات معشوق دانسته اند و عرفای دیگر هم با اندکی مفارقت از آن به مقام توحید و یا جمع یا فنا یاد کرده اند...تعبدی عارفانه که به قول این عارف سترگ "عمارت باطن" را رقم خواهد زد نه "خرده ظاهر" ....به یقین شریعت عمارت این باطن عاشقانه خواهد بود...

والله عالم...


از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود...

زنهار از این بیابان زین راه بی نهایت...

این راه را نهایت صورت کجا توان بست...

کش صد هزار منزل بیش است در بدایت...

[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 12:0 ] [ ﻣﻬﺪﯼ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ... ] [ ]
متافیزیک اون بالا ها نیست تو خود متافیزیکی...

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ...

.

.

والله عالم...




پانوشت:

امور متافیزیکی من جمله مواردی است که فیلسوفان در بحث های مابعد الطبیعه یا مسائل صرفا عقلی و نظری به آن می پردازند برای یافتن چیستی خدا و هستی او مانند وجود یا عدم خداوند ....



[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 0:1 ] [ ﻣﻬﺪﯼ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ... ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری...

کاتش از خرقه سالوس و کرامت برخاست
امکانات وب